او صدها گياه دارويي و بسياري گياهان نامأنوس را نام ميبرد، ولي بهخوبي كريستوفر دو هونِـستيس (چهاردهم ـ 2) آنها را توصيف نكرده است.
فرانچسكو هم مانند موٴلفان جزوههاي مربوط به طاعون مطالب زيادي دربارهٴ هواي آلوده ميگويد و به خوانندگانش توصيه ميكند خانهٴ خود را در محلي خوش آب و هوا بنا كنند.
او موٴلفان زيادي را نام ميبرد كه اغلبشان معروفاند، ولي برخي ديگر را مشكل ميتوان شناخت، احتمالاً بدان سبب كه آنان از دوستان او در ناپل يا سالرنو بودهاند نه نويسندگاني معروف؛ مثلاً استاد آرنالدوس او، آرنولدوي ناپلي است نه آرنولدوي ويلانووايي. مراجع استناد اصلي او جالينوس و ابن سينا بودند، ولي افراد زير را هم بارها نام برده است: بقراط، افلاطون، ارسطو، تئوفراستوس، اسكلپيادس بيتينيايي، ديسقوريدس، اوريباسيوس، پولس آيگينِتايي، ايزيدور اشبيلي، كندي، رازي، پاپياس لومبارد، نيكولاي سالرنويي، ابن رشد، جوواني پروچيدايي، سيمونوي جنوايي، برنارد گوردوني و ديگران.
دينـو دِل گـاربـو
دينو1
مخفف آلدوبراندينو (هيلدبراند) است. ملقب به شارح (يعني شارح ابن سينا).
دينو در اواخر سدهٴ سيزدهم زاده شد ودر سال 1327 در فلورانس درگذشت. او پسر بونو (يا برونو) دل گاربو، برادرزن تادئو آلدروتي (سيزدهم ـ 2) و در فلورانس جراح بود.
پسر خود دينو، به نام توماسو دل گاربو (چهاردهم ـ 2) هم پزشك بود. دينو نزد پدرش و تادئو تحصيل كرد. او مقارن سال 1300 از دانشگاه بولونيا فارغالتحصيل شد و بعدها در بولونيا، سيينا، پادوا و فلورانس تدريس كرد. از او در شمار پزشكان يوحناي بيست و دوم (پاپ 1316 ـ 1334) نام برده شده است.
دينو پزشك محبوبي بود و تعدادي شرح و چند تأليف دارد.
او را به ناحق به دزدي آثار پييتروي توريجاني متهم كردهاند. همچنين دشمن چيچو داسكولي و سبب محكوميت او دانسته شده است. مرگ او در 30 سپتامبر 1327 چند روز پس از مرگ چيچو روي داد.
روبر، شاه ناپل از سال 1309 تا 1343، كه ميخواست همهٴ آثار ترجمهنشدهٴ عربي به لاتيني ترجمه و تفسير شود، دينو را به نوشتن دو مجلد بزرگ از اين شرحها واداشت، يكي در زمينهٴ پزشكي و يكي در جراحي. علاوه بر اينها، او شرحهايي بر
قانون ابن سينا (يازدهم ـ 1) نوشت.
شرح مقالهٴ چهارم قانون در فاصلهٴ سالهاي 1311 و 1319 انجام گرفت. همچنين شرحي بر عبارات و جنينشناسي بقراط و علل امراض جالينوس نوشت.